سخت است نفس کشیدن برایم
با بغض همیشگی ام
و هر بار که میشکنمش بهانه ای می شود برای هزاران دعوا
طاقت ندارم با این...
سردرد همیشگی که اولین کسی است که صبحها بهم صبحت بخیر میگوید
و اشکهایی که گونه هایم را نوازش می کند تا شب هنگام آسوده بخسبم
واااااااااای چه کنم با این همه بهانه که دست این و آن می دهم؟
هر چه کمتر حرف میزنم بیشتر عذاب میکشم بیشتر متهم میشوم
گناه ناکرده به پای چوبه ی دارم میکشاندم
تقصیر من چه بوده که کوتاه ترین دیوارم!
بهترین مکانم برای شکستن کاسه و کوزه هایشان!
+ نوشته شده در ۱۳۹۳/۰۹/۰۸ ساعت 21:54 توسط ♥ ناهید ♥
|
با سلام به همه اونایی که غریبه اند یا آشنا فرقی نمی کنه مهم اینه که اونا هم یه غریبه تو زندگیشون دارند.