خودم نمیدونم ایناچیه که گفتم شما میدونید؟

دلم ازین دنیا پره پره پره پر که گاهی اضافه اش از چشمام چکه میکنه

کاش اصلا دلی وجود نداشت که همه حرفات توش تلنبار بشه

کاش دلی وجود نداشت که پر بشه

کاش دلی وجود نداشت که بگیره

کاش و کاش و ای کاش های دیگه...

خیلی بده که یه نفرو از ته دلت با تموم وجودت دوست داشته باشی ولی نتونی به چیزایی که میگه گوش کنی

دوست داشتن من اینطوره

همیشه میگن کسی که ایمان واقعی داشته باشه و خدا رو دوست داشته باشه به دستوراشم عمل میکنه...

کاش همه چیز عوض اینکه توی دلم جمع میشد به زبونشون میاوردم

به قول بابام غم باد گرفتم.اول ازین حرفش ناراحت شدم ولی الان که فکر میکنم میبینم نه درست گفته من واقعا غم باد گرفتم

اونم چه غمی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟

اگه بشه اسمشو غم گذاشت!

دل نوشته

شده ام مسخره عقل و دل خویش که دائم

                                    کشدم عقل به سویی دل دیوانه به سویی

چند دقیقه دیگه کلاسم شروع میشه منم حالم گرفتس همیشه آخر هفته ها وضعم همینه.دلم طوری میگیره که انگار هفته دیگه ای برام وجود نداره

امروز با این هوا حالمو داره بدتر میکنه

خسته ام از این زندان که نامش زندگیست

پس قشنگی هیا دنیا مال کیست؟

سوختم در زندگی اما سوختن تقدیر نیست

ساختم با درد و رنج مگر تقدیر چیست؟

این شعر رو هم یکی برام اس کرده بود اینجا نوشتم

استاد بفکرم رفت سرکلاس

واااای من چقدر ریلکسمااااااااااااااااااا

خب برم دیگه فعلا